استفاده از فنّاوری بلاک‌چین در بازار پول و سرمایه: ارزیابی تجارب جهانی و ارائهٔ توصیه‌های سیاستی

کد خبر: 355472 چهارشنبه 21 مهر 1400 - 13:2
استفاده از فنّاوری بلاک‌چین در بازار پول و سرمایه: ارزیابی تجارب جهانی و ارائهٔ توصیه‌های سیاستی

 به گزارش روابط عمومی پژوهشكده پولی و بانكی، در خلاصه  مديريتی اين گزارش آمده است:فنّاوری بلاک‌چین، به‌عنوان نوعی از فنّاوری دفترکل توزیع‌شده، روشی برای ضبط و تأیید معاملات به روش غیرمتمرکز است که در آن طرف‌های معامله به سوابق معاملات دسترسی کامل دارند و امکان تغییر آن‌ها وجود ندارد. این فنّاوری پتانسیل تغییر اساسی در نقش واسطه‌های مالیِ موجود در تبادل، تصفیه، و تسویه را دارد و می‌تواند فرایندهای پیچیدهٔ مالی را ساده‌تر کند و هزینه‌ها را کاهش دهد.

در زنجیرهٔ ارزش فعلی بازار پول و سرمایه، واسطه‌های متفاوتی دخیل‌اند که در مراحل مختلف وارد عمل می‌شوند. وجود این حجم از واسطه ‌در زنجیرهٔ ارزش، علاوه بر سرعت پایین، ریسک عملیاتی و هزینه‌های بالایی را به‌همراه دارد. این در حالی است که ادعا می‌شود فنّاوری بلاک‌چین تسویه را تقریباً آنی می‌کند و کارمزد واسطه‌های متعدد حذف می‌شود. به‌دلیل وعده‌هایی از این قبیل، بانک‌ها و بورس‌های اوراق بهادار در سراسر جهان درحال بررسی چگونگی استفادهٔ بهتر از فنّاوری بلاک‌چین به‌عنوان راهی برای کاهش هزینه‌ها، کاهش ریسک، بهبود کارایی، و افزایش امنیت هستند.

در یک سناریوی افراطی، فنّاوری دفترکل توزیع‌شده می‌تواند به‌طور کامل ساختار فعلی بازارهای پولی و مالی را تغییر دهد؛ به این‌صورت که به شرکت‌کنندگان در بازارهای مالی اجازه دهد مستقیماً و بدون الزام به دخالت یک واسط مرکزی با یکدیگر معامله کنند و با کمک قراردادهای هوشمند دارایی و وجوه را به‌طور لحظه‌ای و بدون دخالت واسطه‌های مالی مبادله کنند و همهٔ حساب‌ها به‌طور منظم و به‌صورت خودکار از طریق اینترنت ادغام ‌شوند. در این سناریو و سناریوهای مشابه، اتصال دنیای واقعی با بلاک‌چین از طریق توکنایزکردن دارایی‌ها اتفاق می‌افتد. در این فرایند، دارایی‌های فیزیکی (و غیرفیزیکی) به دارایی‌های دیجیتال (توکن) تبدیل می‌شوند.

نسل سوم بلاک‌چین برای ترکیب ویژگی‌های مهمی از قبیل مقیاس‌پذیری بالا، قابلیت همکاری، پایداری، حریم خصوصی، و خودحاکمیتی ظهور کرده است. انتخاب نوع بلاک‌چین و مکانیسم اجماع مناسب برای زنجیرهٔ ارزش بازارهای پول و سرمایه اهمیت بسیاری دارد. به‌طورکلی باوجود مزایای بالقوه، بلاک‌چین چالش‌های اجرایی بسیاری نظیر فقدان آمادگی سازمانی یا زیرساخت‌های فنی، مشکلات مقیاس‌ناپذیری، و نیاز به منابع مالی زیاد برای سرمایه‌گذاری دارد. به همین دلیل، تدوین راهبرد‌های مدیریتی و مدل حکمرانی مناسب برای غلبه بر این چالش‌ها، هم‌زمان با استفادهٔ بهینه از مزایای آن ضرورت دارد. برای انتخاب نوع بلاک‌چین، معیارهای متفاوتی دخیل‌اند که باید همهٔ آن‌ها را در نظر گرفت؛ مواردی مانند کاربرد بلاک‌چین (همه‌منظوره یا بر پایهٔ دارایی)، مدل داده‌ای آن، مکانیسم اجماع آن، نوع دفترکل، نوع قرارداد هوشمند، و زبان برنامه‌نویسی در تصمیم‌گیری باید مدنظر قرار گیرد. نکتهٔ مهم دیگر این‌ است که با توجه به اینکه بلاک‌چین‌های متعددی در بازارهای مالی مستقر خواهند شد، قابلیت همکاری عاملی اساسی در تعیین میزان استفاده از این فنّاوری خواهد بود. برای به‌هم‌پیوستن دو یا چند اکوسیستم بلاک‌چین، باید معیارهای داده و استانداردهای حاکمیتی وجود داشته باشد. به‌منظور افزایش نرخِ پذیرش، سازمان‌ها ابتدا باید مسائل مربوط به کسب‌وکار مانند هویت، استانداردهای داده، و حاکمیت مشترک را حل کنند. توجه به این نکته ضروری است که بلاک‌چین یک سیستم نهادی همگن ایجاد نمی‌کند، بلکه یک سیستم نهادی ترکیبی چندوجهی و ناهمگن را به‌وجود می‌آورد. بنابراین، پیداکردن ترکیب‌های بهینه از پلتفرم‌های مختلف که قابلیت تعامل و سازگاری با یکدیگر را دارند، کار ساده‌ای نخواهد بود.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد بلاک‌چین، پتانسیل کاربردهای متعددی در بازار پول و سرمایه ایجاد می‌کند. یکی از موارد استفاده از دفترکل توزیع‌شده و بلاک‌چین، حوزهٔ نظارت بر بازارهای مالی است. نظارت در دفترکل توزیع‌شده از اَشکال دیگر فنّاوری‌های نظارتی، مانند فنّاوری رگولاتوری یا «رگ‌تِک» و فنّاوری نظارتی یا «ساپ‌تِک»، که هدفشان استفاده از یادگیری ماشین یا هوش مصنوعی برای نظارتِ مؤثرتر بر صنعت مالی است، متفاوت است. اصل نظارت با دفترکل توزیع‌شده با تکیه بر سازوکارِ اجماع و ایجاد اعتماد در بازارهای غیرمتمرکز است. در صورت توسعهٔ بازارهای مبتنی بر دفترکل توزیع‌شده، این امر باعث تغییر نحوهٔ معاملهٔ دارایی و ایجاد محصولات پیچیدهٔ مالی می‌شود. ازآنجاکه اطلاعات موجود در بلاک‌چین با اجماع اقتصادی غیرمتمرکز تأیید می‌شود، می‌تواند جایگزین فرایندهای فعلی برای تحویل و تأیید داده‌ها شود. در روند انطباق فعلی، اطمینان از صحت و یکپارچگی داده‌ها توسط نظام حقوقی، مقامات مربوطه و مجازات‌های قانونی تضمین می‌شود. اما در بازارهای مبتنی بر دفترکل توزیع‌شده، انگیزه‌های اقتصادی و اجماع اقتصادی اعتبار داده‌ها را تضمین می‌کند. بنابراین، تغییرات قوانین و مقررات متناسب با تغییرات ساختاری زنجیرهٔ ارزش حائز اهمیت است.

یک کاربرد مهم دیگر بلاک‌چین احراز هویت است که در تمام سازمان‌ها مشترک است. با بلاک‌چین، احراز هویت یک‌بار صورت می‌گیرد و توکن‌های بلاک‌چین در همه‌جا قابلِ ‌استفاده است و نیاز به احراز هویت جداگانه نیست؛ در نتیجه، پلی بین بازار سرمایه، بازار پول، بیمه، و غیره ایجاد می‌شود. از دیگر کاربردهای بلاک‌چین انتشار اوراق بهادار در عرض بازارهای مالی (از بازار پول تا بازار سرمایه و…) است که توسط همهٔ این بازارها پذیرش شود و تولی‌گری آن در هیچ سامانهٔ متمرکزی وجود نداشته باشد؛ به‌عنوان مثال، عملیات بازار باز و اوراق گام به‌راحتی می‌توانند روی بلاک‌چین پیاده‌سازی شوند.

اگرچه بلاک‌چین کاربرد‌های گسترده‌ای دارد، نکتهٔ اساسی ضرورت و توجیه‌پذیر بودن استفادهٔ آن است؛ به‌عنوان مثال، خبرگان صنعت استفاده از بلاک‌چین را در صنعت پرداخت ایران توصیه نمی‌کنند، زیرا نظام‌های پرداخت ایران کارایی لازم را دارند و مشکل عمده‌ای که بلاک‌چین درصدد حل آن برآید، وجود ندارد. اما در بازارهای مالی و پولی همچون بازار اوراق و بازار وثایق، بلاک‌چین می‌تواند نقش بسزایی ایفا کند.

به‌طور ویژه در مواردی که بانک مرکزی و سازمان بورس هم‌زمان تقاضای ثبت معاملات در سیستم خودشان را دارند، می‌توان بلاک‌چینی طراحی کرد که کلیهٔ معاملات در آن ثبت شود و اوراق هم در همان بلاک‌چین توکنایز و منتشر شود، و هیچ‌یک به تنهایی تولی‌گری آن را نداشته باشند. هر ارگان یا سازمان دیگری که بخواهد به بلاک‌چین اضافه شود، به‌سادگی به‌عنوان گره در بلاک‌چین تعریف می‌شود و فعالیت می‌کند.

توکنایزکردن یکی از ابعاد استفاده از دفترکل‌ توزیع‌شده است که پیامد‌های حقوقی جدی‌تری دارد و نیازمند ورود مقام ناظر جهت تعریف چهارچوب حقوقی و نظارتی صحیح است. توکنایزکردنِ دارایی، علاوه بر سودِ حاصل از بهره‌وری ناشی از غیرواسطه‌ای‌بودن، مزایایی از قبیل افزایش شفافیت در مورد داده‌های معامله‌ و اطلاعات صادرکننده و ویژگی‌های دارایی به‌همراه دارد. توکنایزکردن دارایی می‌تواند مالکیت دارایی‌ها را به واحدهای کوچک‌تر از آنچه معمولاً در سهام و اوراق قرضه مشاهده می‌شود تقسیم کند. بنابراین، سرمایه‌گذاران خرد می‌توانند به انواع دارایی‌هایی که فراتر از توان آن‌ها بوده و یا بخش‌هایی از بازارهای مالی که قبلاً به سرمایه‌گذاران بزرگ اختصاص داشت، دسترسی پیدا کنند و با حداقلِ دارایی در بازارهای سرمایه شرکت کنند. این کار باعث تکاپوی بازار و نقدشوندگی دارایی‌های منجمد می‌شود.

هرچه تعداد پلتفرم‌ها و موارد استفادهٔ پلتفرم‌های توکنایزکردن بیشتر شود، تأثیرات شبکه بیشتر و ارزش بیشتری حاصل می‌شود. استفاده از توکنایزکردن دارایی در بازارهای مالی می‌تواند پیامدهای نقدینگی، قیمت‌گذاری دارایی‌ها، و حتی سیاست‌های پولی در پی داشته باشد‌. معامله در یک محیط توکنایزشده از افزایش شفافیت بهره‌مند می‌شود. یکی از مزایای مهم شفافیت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است که می‌تواند مکانیسم کشف قیمت را بهبود بخشد، به سرمایه‌گذاران انگیزه‌هایی برای افزایش مشارکت و آوردن نقدینگی اضافی به بازار بدهد، و همچنین شرایط رقابت در بازار را بهبود بخشد.

ارتباط بین بازارهای داخل و خارج از زنجیرهٔ دارایی‌های توکنایزشده، می‌تواند پیامدهای دیگری بر قیمت‌گذاری ابزارها داشته باشد. تجارت دارایی‌های توکنایزشده در دنیای غیرمتمرکز، ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته در چندین شبکه و پلتفرم انجام می‌شود. در صورت نبودِ ارتباطات بین رابط‌های درون زنجیره‌ و خارج از زنجیره‌ (بومی بلاک‌چین و خارج از بلاک‌چین)، به‌طور قطع فرصت‌های آربیتراژ و ناهماهنگی در نحوهٔ ارزش‌گذاری دارایی و اختلاف قیمت‌گذاری در بازار ایجاد می‌شود. وضعیت نظارتی و حقوقی نامشخص دارایی‌های توکنایزشده، برای فعالان بازار ریسک محسوب می‌شود که شفافیت و تفسیر قوانین و مقررات موجود توسط مقامات نظارتی را می‌طلبد. وضعیت حقوقی قراردادهای هوشمند نیز هنوز کامل تعریف نشده است، زیرا هنوز در بیشتر کشورها این قراردادها به‌عنوان قراردادهای حقوقی در نظر گرفته نمی‌شوند؛ اما در مورد اینکه آیا قراردادهای هوشمند می‌توانند کاملاً جایگزین قراردادهای حقوقی موجود شوند یا اینکه فقط برای اجرای خودکار عملیاتی که در قراردادهای حقوقی مشخص شده است مورد استفاده قرار گیرند، تأمل بیشتری لازم است. در نهایت، شایان ذکر است که پیشرفت‌های سریع در زمینهٔ فنّاوری دیجیتال، سؤالات آینده‌نگرانه‌ای را در مورد استحکام فنّاوری زیرساخت‌های مبتنی بر دفترکل توزیع‌شده در برابر تهدیدهای کوانتومی برای رمزنگاری متقارن و حتی رمزنگاری نامتقارن ایجاد می‌کند؛ بنابراین، تحقیقات بیشتری در مورد رمزنگاری نامتقارن پساکوانتومی موردنیاز است. در این گزارش، زمینه‌های کاربردی فنّاوری بلاک‌چین را در بازار پول و سرمایه واکاوی کرده و می‌کوشیم همهٔ ابعاد متأثر و پیامدهای آن در بازارهای مالی و فرصت‌ها و چالش‌های مترتب را شناسایی کنیم. این موارد شامل بررسی استفادهٔ کشورهای دیگر از بلاک‌چین در بازارهای پولی و مالی؛ معامله، تسویه، و تصفیه با فنّاوری دفاتر توزیع‌شده؛ رمزارز بانک مرکزی؛ اوراق بهادار توکنایزشده؛ استفاده از توکن دیجیتالی در بانک؛ توکنایزکردن در بازار بدهی؛ اوراق قرضهٔ بلاک‌چین بانک جهانی؛ ریپو بر بستر بلاک‌چین؛ صکوک بر بستر بلاک‌چین؛ و یک مورد توکنایزکردن در داخل کشور است.

با توجه به مطالعاتی که انجام شد درحال حاضر، ورود فوری اوراق بهادار رمزنگاری‌شده برای کل بازار مالی و پولی کشور توصیه نمی‌شود. اما استفاده از این فنّاوری برای قسمت‌های خاصِ بازار و کارکردهای خاص و یا در شرایط محافظت‌شده و سَندباکس برای بررسی تأثیرات این فنّاوری، از اهمیت بسزایی برخوردار است. درحال حاضر، بورس اوراق بهادار ج.ا.ا نیز با برخی مشکلات هستهٔ معاملاتی، مانند توقف معاملات در برخی ساعات، صف خرید و فروش، عدم شفافیت در معاملات، تأخیر در تسویه و تصفیه مواجه است. بنابراین، توصیه می‌شود اوراق بهادار رمزنگاری‌شده برای اولین‌بار در یک بخش کوچک از بازار و برای یک یا چند ابزار اجرا شود و پس از واکاوی همهٔ ابعاد متأثر، در رابطه با ابزارهای مالی اصلی اجرا شود. باوجوداین، باید تأکید کرد که اتخاذ گستردهٔ این فنّاوری و تحول بنیادی بازارهای اوراق بهادار با موانع قابلِ‌توجهی روبه‌روست. عملیاتی‌بودن این مدل‌های ذهنی به عوامل متعددی از قبیل زیرساخت‌ها، چابکی در تغییر قوانین و مقررات، و پذیرش عمومی بستگی دارد و قبل از طراحی‌های مختلف فنی در مقیاس گسترده، باید استانداردهای فنی و حاکمیتی تدوین شود. به‌طور خلاصه، تمرکز و حاکمیت فعلی برای بازارهای پولی و مالی به‌طورکلی غیرضروری و قابلِ‌حذف نیست و استفاده از فنّاوری دفاتر کل توزیع‌شده در مواردی که ارگان‌های مختلف هم‌زمان داعیه دارند، پیشنهاد می‌شود.

 برا
ی‌ دريافت گزارش اينجا كليك كنيد.